آواز کهن

دلتنگی در همه‌مان زاده شد. آنی که رانده شدیم از جهان مادرهایمان. آنی که ماندیم، و سکوت، آواز دنیای کوچکمان شد. لحظه دردناکی که یافتیم، این تاریکِ کوچکِ منزوی، جهان‌مان است. در ما نفس کشید دلتنگی، تا سکوت بی‌اختیار پس از خنده‌هایمان شود. با ما قد کشید، بزرگ شد تا اشکی بر مرثیه خاطراتمان باشد. […]

خواندن نوشته

تصویر بزرگ جهان

چند روزی هست که تصمیم گرفته ام در تصویر بزرگ زندگی‌ام و در تصویر بزرگ جهانم تجدید نظرهای بنیادینی کنم. امشب (غروب چهاردهم رمضان ۱۴۱۴ قمری) را آغاز یکی از تغییرات را بزرگ زندگی‌ام نام خواهم گذاشت.

خواندن نوشته

روزنه

ما در شادی و غصه‌هامان
ما در دعواهامان
در اختیارمان
و در بی اختیاری‌هامان
در دنیامان
دنیای بامزه و منطقی‌مان همواره
از روزنه ای بیرونِ جعبه کبریت بزرگمان را نگرانیم
و …

خواندن نوشته